گاهی اوقات اونقدر خوابم میگیرد که برنامه نود را هم نمیبینم
گاهی اوقات اونقدر تنبل میشوم که میشود مرا در خیابان ها شوت کرد .
گاهی هم تیرکی میشوم در ورزشگاهی به نام زمین می ایستم ثابت و منتظر میشوم تا کسی از بغلم رد شود
یا گل میشود یا اوت
تنها زمانی به خودم می ایم که کسی به من برخورد کند
من تکانی میخورم و اطرافیانم بیشتر هوایم را دارند.
دیشب نود هم مرا نشان نداد گل داشت اوت داشت حتی خطا اما من باز هم جاماندم در فرم های فیلم های بازی ها
امیدوارم فرشته اعمال من مثل فردوسی پور نباشد.
این تقدیر لعنتی ماست
لعنتی تر از فردوسی پور ...
سلام دوسم خوبی
منو یادته؟
من از شعرتون هیچی نفهمیدم.توضیح بدید
خیلی جالب بود اما اگه کمتر غلط داشته باشید
متن جالبی بود ایده های ذهنیتون عالیه چه جوری از یه برنامه ی 90 میشه اینجور برداشت کرد و انقدر قشنگ همه چیو آورد وسط.جوگیر نشد لطفا...جای پیشرفت دارید...
ممنون از دیدگاهتون