X
تبلیغات
رایتل
جایی برای تنهایی
داستان عاشقانه. پند اموز . حکیمانه . خنده دار- عاطفی- شعر- قصار-حرف -
جمعه 8 آبان‌ماه سال 1394 :: 11:07 ب.ظ ::  نویسنده : مهیار

من اونقدری گناه کردم
که هرشب بیم ان دارم 
بمیرم رو زمین اما 
سر از دوزخ بلند ارم

تو میدانی که می اید
چه میدانی تو از فردا 
که از شاید سخن گفتی
اقا قطعا میاد فردا

اقا قطعا میاد اما
هنوز انگار زمانش نیست
تمام دنیا اشوبه 
اگه بیاد امانش نیست

الان میبینی هر جایی
دارن اهسته جون میدن
یه بچه رو لب ساحل 
تو غزه رود خون دیدن

اقا میبینه اینارو 
یا نه اون چشماش و بسته
دلم خیلی پره اقا 
دلم خیلی شده خسته

میگن خوبی و خوبی هات 
مث یک مادر و طفله 
اقا من کودکت میشم 
بیا لولو رو کن نفله

اقا من سخت بیمارم 
نگاهم هر طرف میره 
برای نوکری جا هست 
یا واسه نوکری دیره

درباره وبلاگ


موهاش دریا بود دنیامو زیبا کرد فهمید دیوونم موهاشو کوتاه کرد...
نویسندگان
آمار وبلاگ
امکانات جانبی