X
تبلیغات
رایتل
جایی برای تنهایی
داستان عاشقانه. پند اموز . حکیمانه . خنده دار- عاطفی- شعر- قصار-حرف -
سه‌شنبه 21 مهر‌ماه سال 1394 :: 12:33 ق.ظ ::  نویسنده : مهیار
سلام


گاهی اونقدر قوی هستی که دنیا رو برده ات میبینی 
اما گاهی وقتا ...

بچه که بودم  عالی بود عالی اما حالا دوست دارم بمیرم و نباشم میفهمید بمیرم  

دوستانی که باهام بودن یکی یکی رفتن یکی امریکا یکی کانادا یکی ارشد تهران یکی ازدواج یکی بچه 
اما من دلخوشم به رفتن به سفره خونه و اهنگ گوش دادنام  هی ...
یه دوستی داشتم  خبر ازذواجش و تازه شنیدم خیلی باهم اوخ بودیم هرجا میرفتیم با هم بود سینما پارک  عاشق پیتزا خوردن بودیم تو پدر خوب پارک لاله اما حالا ازدواج کرده و رفته خونه زنش  هه هه 

خسته شدم از این زندگی  نه زنی نه بچه ای نه کار درست حسابی هیچی من  پسریم که هرروز پریود میشه تو افکارش بوی گند ش و حس میکنم کی هفت روزم تموم میشه خدا میدونه 

  

درباره وبلاگ


موهاش دریا بود دنیامو زیبا کرد فهمید دیوونم موهاشو کوتاه کرد...
نویسندگان
آمار وبلاگ
امکانات جانبی